نوجوانی رفتار ها و مشکلات

اغاز دوران بلوغ که با اوائل نوجواني آغاز مي شود، دوران دگرگوني هاي عظيمي است. در اين دوران نه تنها تغييرات جسمي مهمي در نوجوان پديد مي آيد، بلکه دگرگوني هاي برجسته اجتماعي و رواني نيز در او ايجاد مي شود. نوجوان در اين دوران داراي انرژي سرشاري شده، فکر مي کند، ايده آل گرا مي شود، و به دنبال امتيازات مساوي و حقوق مسلم خود بر مي آيد. نوجوانان و جوانان به دليل احساس توانايي براي عمل جنسي، تشديد انگيزه هاي جنسي، کنجکاوي در مورد مساَئل جنسي، تلاش براي تعيين نقش جنسي و ترس شديد از نتايج فعاليت جنسي، نسبت به امور جنسي حساس هستند، اين حساسيت مفرط که با ترشح هورمون هاي جنسي توأم است تمايلات جنسي جوان را تشديد مي کند، اگر طريقه مشروع و قانوني براي تشفي اميال جنسي مقدور نباشد، امکان انحراف جوان مي رود و اين انحراف اغلب به صورت کامجويي هاي بدلي (خود ارضايي، همجنس بازي، نظربازي) تجلي مي کند براي حل چنين مشکلاتي بايد قبل از هر چيز به ارزيابي پرداخت. در ارزيابي و شناخت مشکلات جنسي بايد ابتدا تاريخچه زندگي فرد را به دست آورد و براساس آن روش هاي انتخاب تغيير رفتار، شيوه هاي شناختي همچون افزايش بصيرت فرد را در سرلوحه برنامه ها قرار داد. مشاوره صنعتي

مهم ترين نگراني هاي دوره اول بلوغ عبارتند از: نگراني درباره عادي بودن، نگراني درباره خصايص جنسي، نگراني درباره اندازه، نگراني درباره وزن، نگراني درباره آلت تناسلي و نگراني درباره خصايص ثانوي جنسي ( مثل رشد سينه در دختران، رشد ريش و سبيل در پسران). دراين زمينه والدين ومربيان بادادن آگاهي هاي مناسب بايد منشأ اين نگراني ها را از نوجوان بزدايند.

خصوصيات نوجوانان

1. نوجوان مي کوشد که با عده اي دوست و مأنوس شود و خود را نشان دهد.

2.در اين دوره از تسلط خانواده کاسته مي شود و او درصدد اثبات شخصيت و نمايان ساختن آن بر مي آيد.

3. پيروي از همسالان نوجوان را به گروه سوق مي دهد.او با پيروي از روشها، شيوه ها و معيارهاي همسالان و دوستانش تحت سلطه آن گروه قرار مي گيرد و گروه دوستان و همسالان را جانشين خانواده مي کند.

4.به پند و اندرز بزرگترها چندان توجهي نشان نمي دهد و تا حدودي از آن فرار مي کند.

5.در برابر قدرت بزرگترها ايستادگي مي کند و تا حدودي سعي مي کند که ارزشهاي اخلاقي و اجتماعي بزرگسالان را طرد و عليه آنها طغيان کند.

6.با کساني که مدعي همه چيزداني و نوعي حکمت هستند رابطه خوبي ندارند. اما در برخورد با گرفتاري ها احساس مشابهي دارند.

7.بينش اجتماعي در مرحله نوجواني موجب درک روابط موجود بين خود و ديگران و دريافت بصيرتي خاص در آثار و اعمال متقابل رابطه با ديگران مي شود.

8.احساس تمسخر نسبت به محيط واقعي زندگي که ناشي از ايده آل گرايي نوجوان مي باشد ، در اين دوره بروز مي کند.

9.رقابت با همسالان و دوستان در صحنه هاي مختلف زندگي، که ناشي از احساس اثبات موقعيت اجتماعي و خودنمايي نوجوان مي باشد.

10.پايبندي شديد به عقايد و افکار خود در مقابل معيارهاي والدين، فرهنگ و محيط زندگي

11.پسران و دختران نوجوان در اين دوره به تدريج براي ايفاي نقش خود در اجتماع به عنوان يک مرد و يا يک زن آمادگي خاص بدست مي آورند.

12.تبعيت از قواعد و مقررات اخلاقي و اجتماعي که در دوره دبستان معمول بوده جاي خود را به تقليد از نمونه ها و سرمشق هاي زندگي مي دهد.

13.وابستگي به ديگران کاهش و روحيه استقلال در نوجوان رشد مي يابد و تظاهر رفتاري استقلال طلبي به صورت مخالفت هاي کم و بيش آشکار نوجوان به مراجع قدرت بروز مي کند.

14.اوايل نوجواني دوره حساسيت است و نوجوان در اين مرحله با کوچکترين چيزي عصباني مي شود.

15.تحول عاطفي دختر متفاوت از پسر است.پسر نسبت به اميال جنسي و جنبه غريزي تخيلات خود ، غافل نمي ماند و بسيار زودتر به سوي ارتباطات جنسي مي گرايد.اما برعکس دختران، مدت زمان طولاني تري با روياهاي خود زندگي مي کنند و از آنجا که تحريک پذيري جنسي وي نسبتاً مبهم است ، آگاهي از تمايلات جنسي در وي ديرتر حاصل مي شود و محبت سريعتر از احساس لذت جنسي رشد مي کند.

16.در اين دوره عواطف نوجوان دچار سردرگمي مي گردد، عواطف کودک که تا کنون بيشتر متوجه خانواده و خصوصاً مادر بوده پيش از آنکه در دوره بعدي (جواني) روي جنس مخالف متمرکز شود دچار نوعي سرگرداني مي شود.

17.به هنگام خشم نوجوان قادر به کنترل رفتار ظاهري خويش نيست به نحوي که يک حالت عدم تعادل عاطفي و هيجاني بر نوجوان حاکم است.

18.در برخي مواقع نوجوان اسير حالات نوميدي ، اندوه و ناراحتي رواني مي شود که مي توان علت آن را ناکامي دانست.

19.دوستي با همسالان و همجنسان رواج مي يابد.

20. بعضي عواطف شخصيتي تکوين مي يابند،که به صورت توجه به شکل ظاهر ، پوشاک و حرف زدن پديدار مي گردند و نوجوان احساس مي کند که ديگر همان کودکي نيست که بايد اطاعت کند و حق اظهار نظر نداشته باشد.

21.مستقل ساختن خود از والدين و ساير بزرگسالان

22.در اين سنين در نوجوان حالات و تفکرات رؤيايي ديده مي شود.

23.تفکر انتقادي نسبت به نوجوان موجب بروز تضاد و اختلاف بين نوجوان و بزرگترها مي شود که البته بعضي از آنها را قبول و بعضي ديگر را رد مي کنند.

24.ممکن است نوجوان نوعي حالت عدم اطمينان نسبت به اطرافيان و بزرگسالان پيدا کند و برقراري و حفظ روابط صميمانه براي او دشوار شود.

25.عواطف انتزاعي بيدار مي شود .يعني موضوع عواطف نوجوان انتزاعي يا معنوي مي شود.مانند فداکاري و دفاع از ستمديده و محروم.

26.آينده نگري شدت مي يابد.به نحوي که نوجوان براي کار و شغل آينده اش طرح و نقشه مي کشد.

27.همسالان و همکلاسان براي نوجوان اهميت بيشتري نسبت به بزرگترها دارند.

28. دوره نوجواني ، دوره هوش انتزاعي ، عمليات منطق صوري است که از 11و12 سالگي شروع مي شود و در حدود 15 سالگي به مرتبه تعادل خود مي رسد.

29.نوجوان فقط متکي به واقعيت نيست ، بلکه به آنچه که در حد ممکن نيز باشد ، مي انديشد و از اين رو حوزه عمليات ذهني او وسعت مي يابد.
منبع: ارمانا